جدكاره - [بفتح جيم و راى مهمله و سكون دال مهمله ]. بمعنى رايهاى مختلف باشد. مثالش شاعر گويد: بيت ز راى نكوكار گردد تمام ز جدكاره گردد سراسر تباه و استاد شهيد نيز گويد: بيت جهانيانرا ديدم بسى زهر مذهب بسى بديدم از گونهگونه جدكاره و در فرهنگ جكاره [بحذف دال ] آورده بمعنى راههاى مختلف و باين بيت مولوى متمسك شده: بيت هر چند شدست خون جگرشان چستند درين ره جكاره اما آنچه بخاطر اين ضعيف مىرسد آنست كه جدكاره و جكاره هر دو بمعنى خلاف مطلق باشد و ابيات مرقوم نيز مؤيد اين معنى است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص363) 
"رايهاى مختلف بود.شهيد گفت: بيت جهانيان را ديدم بسى زهر مذهب بسى نديدم از گونه گونه جدكاره و ديگرى گفت: بيت ز راى نكو،كار گردد تمام ز جدكاره گردد سراسر تباه" 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص271) 
بر وزن كهواره راهها و روشهاى مختلف 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص294) 
(اسم) ← جدگاره. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص861) 
راهاى مختلف باشد.شهيد گفته است: جهانيان را ديدم بسى زهر مذهب#بسى بديدم از گونهگونه جدكاره. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص10) 